جمعه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٢
 

ز كوي يار مي‌آيد نسيم باد نوروزی

از اين باد ار مدد جويي چراغ دل بر افروزي

 

سلام دوست عزيز. فرارسيدن نوروز باستاني را به شما تبريك مي‌گويم و براي شما سالي سرشار از موفقيت و بهروزي را آرزومندم.

 

 



چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٢
 

به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد

 

بعد از اون برف این آفتاب عجیب میچسبه. دلم بدجوری هوس رفتن به استادیوم و دیدن فوتبال ایران-کره رو کرده اما مثل اینکه دیگه از من گذشته. یادش بخیر آخرین باری که رفتم استادیوم 7-6 سال پیش بود که با رضا رفتیم بازی ایران عربستان رو تو مقدماتی جام 1998 دیدیم بازی 1-1 شد کریم باقری هم یک پنالتی خراب کرد.



چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٢
 

این بهداد بعضی وقتها واقعا آدم رو عصبانی میکنه. اما از یک چیزش خوشم میاد اونم سادگی و صداقتیه که صد البته ناشی از خوزستانی بودنشه. وقتی یک چیزی رو نمیفهمه مرد و مردونه میگه نفهمیدم نمونه اش کامنتهای همین دوتا مطلب قبلی.

ببین بهدادجان جریان از این قراره که یه بابایی به اسم مهدی اخوان ثالث یه روز صبح از خوان بلند میشه میبینه داره برف میاد. خوب پس اول از همه میگه که ای برف نو رسیده سلام بر تو بعدش میگه که بیا و بنشین که خوش آمدی و بر بام ما نشستی. و در آخر اینکه در این ایام که سراسر جهان را آلودگی و ناپاکی فراگرفته تو با سفیدی امید بخش خودت آلودگی ها رو میپوشانی و نوید پاکی و پاکیزگی میدی.

 

خوب حالا احمد شاملو.

 



سه‌شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٢
برف بهارانه

برف نو برف نو

سلام سلام

بنشین خوش نشسته ای بر بام

پاکی آوردی ای امید سپید

همه آلودگیست این ایام

 



شنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٢
 

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

کار ملک است آنچه تدبیر و تامل بایدش

 



سه‌شنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٢
يه امام خفن

آن صاحب كرامات آنچناني، آن عالم به علوم نهاني آن شده به راه چهارشنبه سوري شهيد، قاعدنا و مولانا امام مجيد از اساتيد اين ديار بود و در علم كلام سر آمد روزگار.

 

بيت:

اين بلاگ به اون بلاگ        ميبرن لينك و لوگو

امام مجيد غم مخور كه         لينك تو مياد جلو

گروه كر:

يار مبارك بادا

ايشالا مبارك بادا

 

چه ربطي داشت؟

 

نقل است كه روزي با جمعي از اصحاب به گردش برفتي. كمينه‌اي از اصحاب گستاخانه بپرسيد: اماما اين آهنگ خفن كه به وبلاگ اندر است چه سان قطع كردن بايد؟ امام در زمان به خلصه فرو رفته و شش ماه به آن حالت بماند و چون از بحر مكاشفت بيرون بشد به آهنگي فيلسوفانه بگفت: "يا ايها القوم الظالمون انا لا اعرف يتقرقرون بماذالموسيقيکم " ( آقا من نمی دونم به کدوم ساز شما برقصم ؟ ) " لا به ذالک تعاريف لا به هذی التعريف " نه به اوون تعريفاتون از موسيقی وبلاگ نه به اينکه حالا هی می گيد يه دکمه بذار برای قطع موسيقی. در خبر است كه دويست نفر از اصحاب از اين سخن در جاي بمردند و الباقي آوارة بيابان شدند كشف ا.. اجمعين.   

 

امام در شرافت لينك نمودن حجت بر رهروان تمام نموده است و مي‌فرمايد:

 

" الله و لناک و يحب الالنيک " ترجمه : خداوند لينک می کند و لينک کنندگان را دوست دارد . ( تازه کامنت هم می گذارد ) هرکس به اين متن لينک بدهد خداوند در روز جزا اورا بشکل تام کروز محشور می کند .

 

و نيز فرمود:

 

" اولائک هم لا يتنلکون امام مجيد فايندکم فی کل مکان فقتلوا هم و ان الينکرونک يرزقون عند الربی فی جنات تجری من تحت الانهار و يجلس مع الحوريين کمثل هلو " کسانی را که امام مجيد را لينک نکرده اند در هر کجا يافتيد بکشيدشان پس همانا لينک کنندگانت نزد خداوند روزی می خورند و کار های ناجوری با حوری های بهشتی می کنند .

 

 



شنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٢
 

عبید زاکانی را با "گربه و موش" می شناختم " گربه شد زاهد و مسلمانا" اما جديدا كليات عبيد به دستم رسيد و ديدم كه غزلیات بسیار زیبایی هم دارد:

 

دوشم غم تو ملک سویدا گرفته بود

دودم ز سینه راه ثریا گرفته بود

جان را ز روی لعل تو در تنگ آمده

دل را ز شوق زلف تو سودا گرفته بود

میدید شمع در من و میسوخت تا به روز

زآن آتشی که در من شیدا گرفته بود

از دیده ام خیال تو محروم گشته باز

کاطراف خانه اش همه دریا گرفته بود

میخواست خرمی که کند در دلم وطن

تا او رسید لشکر غم جا گرفته بود

صبر از برم رمید و مرا بیقرار کرد

گویی مگر که خاطرش از ما گرفته بود

مسکین عبید را غم عشقت بکشت از آنک

او را غریب دیده و تنها گرفته بود

 

 



پنجشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٢
عمر گران می گذرد


سه‌شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٢
کابل برگردان

سلام. به علت کابل برگردان خطوط تلفن تا فردا به اينتر نت دسترسی ندارم. لذا عجالتا شما به فکر نجات خود باشيد.

راستی از همين سری يک عکس هم توی وبلاگ امير رضا هست که جالبه.