یکشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٤
 

 بوی بهار رسيده و طبع شعر من هم بعد از مدتها گل کرده. سال نوی همگی مبارک و اميدوارم که سالی خوش وخرم داشته باشيد و سرشار از موفقيت.

                                                            

ساليست نكو كه از بهارش پيدا

 

از زلف و رخ و نگاه يارش پيدا

 

شهنامة سال كهنه را پايانيست

 

خوش كز گل وعطر و سبزه زارش پيدا

 

آواز سلام دوست مي‌آيد باز

 

شادي و خوشي به روزگارش پيدا

 

بوي خوش گل در آسمان پيچيده

 

از تازگيش نرمي خارش پيده

 

آزاد و رها و خوش نسيم سحري

 

از شانة بر زلف نگارش پيدا

 



یکشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٤
 

 

 

سال نو مبارک



جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
بازگشت دوبارة من**

 

خداوكيلي من اونقدر گرفتارم كه اگر همش رو براتون تعريف كنم ميشينيد و هاي هاي به حالم گريه مي‌كنيد. كار و گرفتاريهاي كاري به كنار بچه داري به تنهايي نياز به دوتا آدم تمام وقت داره.اين چند ماهه در زمينة شستن شيشه متخصص شدم و هرچند سربازي نرفتم و باز و بسته كردن چشم بستة تفنگ رو ياد نگرفتم اما در كمتر از پنج ثانيه با چشم بسته پوشك بچه رو عوض مي‌كنم و ....

اينها رو نگفتم كه كسي دلش به حال من بسوزه گفتم كه بدونيد با چه گرفتاري دوباره شروع كردم به نوشتن و البته اول از همه خودم به اين نوشتن نياز دارم براي بازيابي دوبارة خودم و دوستاني كه اين مدت از اونها دور بودم.

و اما از اونجا كه تب تند زود عرق ميكنه ترجيح مي‌دم شروع به آپ ديت كردن هرروزه نكنم كه مي دونم وسط كار كم مي‌آرم. در حد هفته‌اي يك يا حداكثر دو بار هم بشه هنر كردم.

و اما از حقوق خواننده بر وبلاگ نويس آنست كه وبلاگش به روز كناد و از حقوق وبلاگ نويس بر خواننده همي كامنت باشد. آنگونه كه امام مجيد مي‌فرمايد:

 " اندر باب وبلاگ هفتاد ثواب است که ۶ تاش متعلق به صاحب وبلاگ است و ۶۵ تاش متعلق کامنت گذار تازه ۳ تاشم ماله اونيکه لينک ميکنه"

قل ، يا اياهل ويزيتور ، لکم وبلاگکم و لی وبلاگی ، لاکن وبلاگنی من واجبات   به آنها بگو ، وبلاگ شما مال خودتون و وبلاگ منم مال خودم اما بجون مادرم اگر نيايد کامنت بذاريد ناراحت می شم"

و نيز همو مي‌فرمايد:

"بابا توروخودا كامنت بگذارين اي ملت هميشه در كامنت......"

 

خلاصه قربون شما و اميدوارم من رو تنها نگذاريد.

 

 

** يكي از ترانه‌هاي مرحوم ويگن

 



پنجشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٤
 

يک خبر با دو ماه تاخير.

من برای سومين بار از پلی تکنيک فارغ التحصيل شدم.

اگر کسی برای يه جوان متاهل  و متعهد  کار نون و آب دار سراغ داره من رو فراموش نکنه. ( هواپيما طراحی ميکنيم . سنگ شکن سيمان ميسازيم . کنترل پروژه ميکنيم. آب حوص ميکشيم. پيرزن هم خفه می کنيم.)

 



یکشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٤
کماندو

دلم براي صاحب بعدي روحم ميسوزه. بيچاره هميشه پيش خودش فكر ميكنه كه تو زندگي قبليش كماندواي چيزي بوده. خبر نداره كه طرف خير سرش كلي ادعاي مهندسي و مديريت و از اين جور حرفا داره. القصه تا الان كه مشخص نشده اما احتمالا فردا من از كرمانشاه سر در بيارم. بليط كرمانشاه گير نمياد. پروازهاي سنندج هم راه نميده شايد زميني رفتيم. بايد به پليس راه خبر بدم كه فيلم تمام دوربينهاي اتوبانهاي مسير تهران كرمانشاه رو عوض كنه و آماده باشه براي گرفتن عكسهاي يادگاري.

 

شعر در پيت و بي ربط:

 

سفر كردم كه از يادم بري ديدم نميشه         آخه عشق يه عاشق با نديدن كم نميشه

 

اين هم يك عكس از 3 ماهگي جيگر بابا كه البته الان چهار ماه و نيمه است.

 

 

 

 

 

حالا با تمام وجود ميفهمم كه چرا حافظ گفته " هان اي پسر بكوش كه روزي پدر شوي"



چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤
به حق چيزهاي نخورده

ديروز ماموريت رفتيم شهركرد توي راه برگشت در اصفهان (واقعا رانندگي به افتضاحي رانندگي اصفهاني‌ها نديده بودم) همكارا گفتند بريم باقلوا با دوغ بخوريم!!!!!!!!!!  خلاصه رفتيم توي يكي از اين مغازه‌هاي كل و كثيف كه من خيلي باهاشون حال مي كنم و بعد از كلي ايستادن توي صف يك فروند باقلواي (تخت بود و به اندازه يك كتلت) و يك ليوان دوغ محلي خنك دادند دستمون. مزة شور و شيرين هم عالمي داره. اگر گذرتون به اصفهان افتاد به امتحانش مي‌ارزه.

راستي توي راه رفت و برگشت نميدونم با اينكه ما زياد تند نمي رفتيم!!!!!!!!!  چرا از پشت سرمون هي برق فلاش زده مي‌شد. حدودا 4 ساعته از تهران رسيديم سايت سيمان شهركرد.