شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦
و اما سعدی

کار سعدی شاید بیشتر از آن جهت جالب توجه باشد که گلستان را نه بر مبنای صرف شعر که ترکیبی زیبا از نظم و نثر گفته.

اما می گویند وجه تسمیه گلستان آن است که سعدی خواسته مدینه فاضله ای را ترسیم کند و بگوید که اگر از دستورات کتاب پیروی کنیم دنیا گلستان می شود. (مصرع : گر بمیرند ... دنیا گلستان می شود )

و اما اگر این اصل را قبول کنیم پس وقتی که سعدی اولین باب گلستان را به ؛؛ در سیرت پادشاهان؛؛ اختصاص داده و باب دوم را ؛؛در اخلاق درویشان؛؛ حتما باید قبول کرد که سعدی به اصلاح از بالا معتقد بوده. و جالب است که اولین حکایت گلستان نه به سیرت پادشاهان که به احوال مشاوران اختصاص یافته

هرکه شاه آن کند که او گوید   حیف باشد بجز نکو گوید

گلستان سعدي - باب اول، در سيرت پادشاهان

تصحيح شادروان محمد علي فروغي

باب اول، در سيرت پادشاهان
 
 حکايت اول
پادشاهي را شنيدم به کشتن اسيري اشارت کرد؛ بيچاره در آن حالت نوميدي ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته‌اند هر که دست از جان بشويد هر چه در دل دارد بگويد
وقت ضرورت چو نماند گريز
دست بگيرد سر شمشير تيز

اذا يئس الانسان طال لسانه
کسنور مغلوب يصول علي‌الکلب
 
ملک پرسيد: اين اسير چه مى‌گويد؟ يكى از وزراي نيک محضر گفت: اي خداوند همي‌گويد:
والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس. ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت. وزير ديگر که ضد او بود گفت: ابناي جنس ما را نشايد در حضرت پادشاهان جز راستي سخن گفتن. اين ملک را دشنام داد و ناسزا گفت. ملک روي ازين سخن درهم آمد و گفت: آن دروغ پسنديده تر آمد مرا زين راست که تو گفتي که روي آن در مصلحتي بود و بناي اين بر خبثي. چنانكه خردمندان گفته‌اند: دروغ مصلحت آميز به ز راست فتنه انگيز

هر كه شاه آن كند كه او گويد
حيف باشد كه جز نكو گويد
 
و بر طاق ايوان فريدون شاه، نبشته بود

جهان اى برادر نماند به كس
دل اندر جهان آفرين بند و بس
 
مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت
كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت
 
چو آهنگ رفتن كند جان پاك
چه بر تخت مردن چه بر روى خاك

حالا چه گلستانی خواهد بود آنکه در اولین گام توصیه می کند به دروغ گویی مشاورین شاید همان باشد که ما در تاریخ ۲۰۰ سال اخیر ایران با آن مواجهیم. ضربه ایکه این مملکت از مشاوران خائن ، مجیز گویان درباری و شاید مصلحت اندیشان نادان خورده خیلی بزرگتر از ضربه ای بوده که از جانب سردمداران بی کفایت خورده است.



شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦
 

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شو

ووووووووووووووووووووووووووووود

(حالا یک کم مکث اشک تو چشما حلقه میزنه)

توی ایران مانده ایم، توی ایران مانده ایم