چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٢
 

اعترافات یک پرسپولیسی

 

 

 

چه کار ترسناکی اون گل ممنوعُ کند

 

 

احتمالاً بسیاری از خوانندگان این نوشته جزء بینندگان سریال کارتونی " جزیرۀ ناشناخته" بوده اند و بخاطر می آوردند که پس از آنکه پسر بچه قهرمان داستان ناآگاهانه اقدام به چیدن گل ممنوعۀ جزیره که چیدن آن مختص بود به پری دریایی ملکۀ جزیره ( که بدلیل عدم رعایت پوشش مناسب هیچکس موفق به دیدار جمال ایشان نشد) نمود ناگهان تمامی گلها ودرختان جزیره شروع به خواندن آواز “چه کار ترسناکی اون گل ممنوعُ کند” نمودند.

این اتفاق سال گذشته در فوتبال این مملکت رخ داد. یک تیم شهرستانی گل ممنوع قهرمانی لیگ برتر را که مختص تیمهای تهرانی بود چید و ناگهان تمامی جراید و رسانه های دیداری و نوشتاری بانگ بر آوردند که چه کار ترسناکی اون گل ممنوعُ کند. و در این میان تیمهای تهرانی چنان قهرمانی را حق مسلم خود می دانستند که بحث تحویل کاپ قهرمانی از طرف قهرمان سال قبل تا مدتها نقل محافل ورزشی کشور بود.

نتیجۀ این اتفاق جدید را می شد از ابتدای لیگ 82 مشاهده نمود. در ابتدای فصل و قبل از انجام برنامه ریزی لیگ به نظر می آمد که حق مسلم سپاهان باشد که بعنوان قهرمان فصل گذشته اولین بازی را در خانۀ خود و در مقابل چشم هوادارانش برگزار نماید اما در عین ناباوری قهرمان سال گذشته را به میهمانی فرستادند آنهم به جاییکه قلعۀ عقابها نام گرفته، در مقابل پرسپولیس دیداری بسیار راحت را در مقابل پگاه گیلان برگزار می نماید تا اولی در شوک ناشی از تساوی چند مسابقۀ بعدی خود را نیز از دست بدهد و خیال قهرمانی را از سر بدر نماید و دومی در باد هشت گل زده به پگاه بخوابد تا ضمن کوبیدن مربی سال پیش، (حتماً صحبتهای بازیکنان در مورد اینکه بگویچ به تیم شخصیت داده را به یاد دارید)، با اینرسی حاصل از این پیروزی تاچند هفته به صدر نشینی خود ادامه دهد.

به نظر نگارنده مسئولین سپاهان می بایست همان روز حساب کار دستشان می آمد تا امروز که مربیشان در فاصلۀ کمتر از 24 ساعت مانده به آغاز بازی حکم محرومیت دریافت می کند و گلهایی می خورند که حتی در هندبال هم خطا به حساب می آید اینچنین متعجب نشوند و شکایت به فدراسیونی نبرند که مصلحت و منطق برنامه ریزی لیگ را فدای همکاری با یک باشگاه در جهت کوبیدن مربی سابق و پیشبرد پروژۀ اصلاحات آن باشگاه می نماید.