دوشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٦
 

خوب یه بار دیگه هم متولد شدیم به سلامتی
در یوم ا.. ۱۳ اسنفد ۱۳۵۳ در بیمارستان شیر و خورشید سرخ اهواز بر این سرای خاکی منت گذاشتم.


فاتح شدم
خود را به ثبت رساندم
خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم
و هستیم به یک شماره مشخص شد
پس زنده باد ۸ صادره از اهواز ساکن تهران

جالبه اولین بار بود که تولدم رو یادم رفته بود صبح توی بانک داشتم حواله پر می کردم نگاه کردم به تقویم که تاریخ رو ببینم دیدم ۱۳ اسفنده.
ممنون از همه دوستان و مشتاقانی که با سیل نامه ها و پیامهای کوتاه و کامنتها بنده را سر افراز نمودند و ممنون از مامان نازنین که اولین اس ام اس رو زد.
---------------------
دیدی چجوری این فیلسوف داشت دم تولدی من رو معتاد می کرد . خوب شد سالی از راه رسید و من رو از آن ورطه (درست نوشتم ؟) نجات داد.
باشه سالی عزیز حالا که اصرار می کنی  می نویسم.
اما چون خیلی سرم شلوغه توی هر پست یک آهنگ رو می گم.
اینجوری مطلب هم برای نوشتن پیدا میشه.
و اما بعد:
اولین آهنگ :
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم

 خوب لابد اینقدر دوستش داشتم که برای کارت عروسیمون ازش استفاده کردیم دیگه


اینجا رو که میبینید کارت عروسیمون رو اسکن میکنم میذارم بعدن