سه‌شنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸۳
برهنگی فرهنگی-۱

خلق را تقلیدشان بر باد داد

 

میگن کلاغ اومد راه رفتن کبک رو یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت یا به قول یکی از مجریهای لوس رادیو ورزش یارو اومد سانتر کردن بکام رو یاد بگیره بغل پا زدن رو هم فراموش کرد.

القصه میگن توی ایتالیا یک حوضی هست که مردم آرزو میکنن و توش سکه میندازن. اینکه این حوض کجاست و اسمش چیه و چه قصه ای پشت این حرکت هست رو باید از مارکوپلوی وطنی بهداد که دست دکتر ولایتی رو از پشت بسته پرسید اما بحث من سر چیز دیگریست.

چند سال پیش (اون موقعی که برنامه های تلوزیون هنوز ارزش نگاه کردن داشتند) تلوزیون یک تله تاتر نشان داد که در یکی از صحنه ها یک زن و مرد تازه به دوران رسیده داشتن سوتیهای همدیگر را رو می کردند و مرد رو به زن گفت تو توی فلان حوض در ایتالیا اسکناس صد دلاری انداختی.

حالا بعد از چند سال توی سعدیه دیدم پسر 7 ساله خواهرم به مادرش میگه به من سکه بده که بندازم توی حوض و آرزو کنم من هم با کنجکاوی دنبالش رفتم و دیدم به به مردم جمع شدن و دارن گر و گر پول میندازن توی آب و البته بیشتر از همه اسکناسهای هزارتومانی کف حوض بود که توجهم رو جلب کرد! بعد از اون هرجاکه رفتم و آبی دیدم نگاه کردم. از حوض استخر ماهی کافی شاپ سعدیه و حوضهای حافظیه و بازار وکیل گرفته تا آبنماهای کوچک سنگی هرجاکه نگاه می کردی سکه بود و اسکناس.