سه‌شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸۳
ToofSpead

و اما چهار محال بختياري....

 

بعد از سالها بلاخره فرصتي پيش آمد كه به شهركرد و روستايي كه امكان داشت من هم يكي از ساكنان آن باشم سري بزنم. فرصت كه چه عرض كنم در يك طرح ضربتي شب جمعه ساعت 22 سوار اتوبوس شدم به مقصد شهر كرد ساعت 5.5 صبح شهر كرد بودم. ساعت 7 با پدرم راهي آبادي شديم و ساعت 9 صبح به آبادي رسيديم. ساعت 16 برگشتيم و ساعت 19 شهركرد بوديم. با اتوبوس ساعت 21 به مقصد تهران حركت كردم و ساعت 5 صبح شنبه در ترمينال آرژانتين پياده شدم. ساعت 5.5 صبح رسيدم منزل دوش گرفتم و رفتم زير پل نوبنياد و حركت به سمت فيروزكوه ....

فعلا چند عكس زير را ببينيد تا بعد كه به مرور زمان خاطرات اين سفر رو براتون بگم.

 

 

زردكوه بختياري سربلند و پر عظمت

 

 

تونل كوهرنگ شايد خيليها ندونن اما قسمت اعظم آب زاينده رود از طريق تونلي كه در كوهرنگ براي انتقال آب كارون زده شده تامين ميشود

 

 

از مناظر زيباي بين راه

 

 

اين سواري كه ميبينيد پسر عموي بنده است كه داره از آباذي خارج ميشه منظره پشت سرش هم آبادي ماست توف سفيد (در گويش محلي توف اسپد)

 

 

اسب و كره‌اش

 

درخت‌هاي گردوي باغ پدري

 

بفرماييد گردو