جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
بازگشت دوبارة من**

 

خداوكيلي من اونقدر گرفتارم كه اگر همش رو براتون تعريف كنم ميشينيد و هاي هاي به حالم گريه مي‌كنيد. كار و گرفتاريهاي كاري به كنار بچه داري به تنهايي نياز به دوتا آدم تمام وقت داره.اين چند ماهه در زمينة شستن شيشه متخصص شدم و هرچند سربازي نرفتم و باز و بسته كردن چشم بستة تفنگ رو ياد نگرفتم اما در كمتر از پنج ثانيه با چشم بسته پوشك بچه رو عوض مي‌كنم و ....

اينها رو نگفتم كه كسي دلش به حال من بسوزه گفتم كه بدونيد با چه گرفتاري دوباره شروع كردم به نوشتن و البته اول از همه خودم به اين نوشتن نياز دارم براي بازيابي دوبارة خودم و دوستاني كه اين مدت از اونها دور بودم.

و اما از اونجا كه تب تند زود عرق ميكنه ترجيح مي‌دم شروع به آپ ديت كردن هرروزه نكنم كه مي دونم وسط كار كم مي‌آرم. در حد هفته‌اي يك يا حداكثر دو بار هم بشه هنر كردم.

و اما از حقوق خواننده بر وبلاگ نويس آنست كه وبلاگش به روز كناد و از حقوق وبلاگ نويس بر خواننده همي كامنت باشد. آنگونه كه امام مجيد مي‌فرمايد:

 " اندر باب وبلاگ هفتاد ثواب است که ۶ تاش متعلق به صاحب وبلاگ است و ۶۵ تاش متعلق کامنت گذار تازه ۳ تاشم ماله اونيکه لينک ميکنه"

قل ، يا اياهل ويزيتور ، لکم وبلاگکم و لی وبلاگی ، لاکن وبلاگنی من واجبات   به آنها بگو ، وبلاگ شما مال خودتون و وبلاگ منم مال خودم اما بجون مادرم اگر نيايد کامنت بذاريد ناراحت می شم"

و نيز همو مي‌فرمايد:

"بابا توروخودا كامنت بگذارين اي ملت هميشه در كامنت......"

 

خلاصه قربون شما و اميدوارم من رو تنها نگذاريد.

 

 

** يكي از ترانه‌هاي مرحوم ويگن