عزا در ایل بختیاري

کُجه تیر کُجه سپاه کُجه فَراشُم                  رَه بدین دامُ دَدوم بیان سر لاشُم

Rah bedin dam o dadoom bian sare lashom                                            koje tir koje spah koje farashom

معنی: تیر و تنفگ و سپاهیان و خدمتگزارانم کجا رفتند، راه را برای مادر و خواهرم باز کنید تا خود را به جسدم برسانند.

بختیاری اهل کوچ است و گذر، یکجا نشین نیست هر سال دو بار زاگرس را زیر پا می گذارد. چنین زندگانی سلحشوری می خواهد و دل بزرگی، اینچنین است که زندگی بختیاری پر است از اسب و برنو ( سوار وقتی تفنگ داره سواره ) مونس شبهای یلدای بختیاری حافظ نیست شاهنامه است و رزم رستم.

مرگ نیز چون زندگی در بختیاری آدابی اینچنین دارد. توشمالها (نوازندگان بختیاری) ساز چپی میزنند و با کرنا و سرنا و دهل یار سفر کرده را بدرقه می کنند. مداحان ما شعر حماسی می خوانند و از  رشادتهای علیمردان خان بختیاری و عبدالمحمد للری می گویند. صدای شلیکهای پیاپی تفنگ در روز خداحافظی و مرثیه های زنان بختیاری گو گریو (go gerive  گفتن و گریستن) که زندگی در گذشته را با اشعاری ساده می گویند هوای دیگری دارد.

در مسجد نیز نوای نی است و حماسه و کمی هم فایض. اگر هم بتوانی از خادم مسجد اجازه بگیری (که ما گرفتیم) کرنا سوزی دیگر دارد. پدرم خواسته بود در عذایش شاهنامه بخوانند و چه آسان است انتخاب اشعار برای گودرزی که با ایران وصلت کرده باشد

سپهدار گودرز بر تیغ کوه     برآمد برفت از میان گروه

چو خورشید تابان ز گنبدبگشت       ز بالا همی سوی خاور گذشت

بزاری خروش آمد از دیده​گاه        که شد کار گردان ایرانتباه

سوی باختر گشت گیتی ز گرد           سراسر بسان شب لاژورد

شد از خاک خورشید تابانبنفش        ز بس پیل و بر پشت پیلاندرفش

غو دیده بشنید گودرز و گفت        که جز خاک تیره نداریم جفت

رخش گشت ز اندوه برسانقیر       چنان شد کجا خسته گرددبتیر

چنین گفت کز اختر روزگار      مرا بهره کین آمد و کارزار

ز گیتی مرا شور بختیستبهر     پراگنده بر جای تریاکزهر

 

/ 34 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elani

بابا ايول! مبارک باشه قالب ( غالب ؟؟؟!!! ) جديد!

خواب کوتاه

انصافا وبلاگت خيلی زشت شده . يا طراح قالبت سرحال نبوده يا از اين دانشگاه آزادی ها بوده که سوات موات ندارن . ديدی دانشگاه آزادی ها رو .... ..... آرشيو گردی کردم در وبلاگت و بماند که به چه نشانه هايی از خودم بر خوردم در ۳-۴ سال قبل ، همانروزهايی که شاد بودم برای خودم ... اما به يک نوشته ای هم برخوردم که بی ارتباط با همين متن و متن قبليت نيست . http://azadmanesh.persianblog.ir/1383_8_azadmanesh_archive.html#2616591 . من که اتفاقا مادرم دبير بازنشسته رياضی هستند می دونم که اين تقدير و تشکر ها آنهم سالها بعد از ماجرا يعنی چه

کورش

طراحی جديد مبارک . بد نيست از قبلی شيک تره

حميد

خيلي وقت بود كه رابطه ام با وبلاگ نويسي قطع شده بود و از اين اتفاق ناراحت كننده خبر نداشتم تا از نزديك شما را ببينم .به هر حال به شما وخانواده محترمتان تسليت مي گويم .

خواب كوتاه

دست طراح قالبت چقدر شگون داشته از وقتي قالبت عوض شده ديگه رغبت نمي كني آپ كني ولي ما كه يادمون نميره اينجا سر بزنيم

خواب کوتاه

مسير مهم نيست ... وسيله مهمه ( بهداد )