کماندو

دلم براي صاحب بعدي روحم ميسوزه. بيچاره هميشه پيش خودش فكر ميكنه كه تو زندگي قبليش كماندواي چيزي بوده. خبر نداره كه طرف خير سرش كلي ادعاي مهندسي و مديريت و از اين جور حرفا داره. القصه تا الان كه مشخص نشده اما احتمالا فردا من از كرمانشاه سر در بيارم. بليط كرمانشاه گير نمياد. پروازهاي سنندج هم راه نميده شايد زميني رفتيم. بايد به پليس راه خبر بدم كه فيلم تمام دوربينهاي اتوبانهاي مسير تهران كرمانشاه رو عوض كنه و آماده باشه براي گرفتن عكسهاي يادگاري.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

شعر در پيت و بي ربط:

 

سفر كردم كه از يادم بري ديدم نميشه         آخه عشق يه عاشق با نديدن كم نميشه

 

اين هم يك عكس از 3 ماهگي جيگر بابا كه البته الان چهار ماه و نيمه است.

 

 

 

 

 

حالا با تمام وجود ميفهمم كه چرا حافظ گفته " هان اي پسر بكوش كه روزي پدر شوي"

/ 4 نظر / 3 بازدید
آدينه بوک

سلام. به فروشگاه اينترنتي کتاب و CD آدينه با تحويل رايگان هم سر بزنيد.

بزرگ فیلسوف کوچک

سلام خوشحالم دوباره اومدين....در ضمن اون شعر اصلا درپيت نيست....کرمانشاه خوش بگذره

nadia

آخيييی چه بچه جيگری!بابايی بودن چه حسی داره؟! ايشالله ماموريت خوش بگذره حالا خوش نگذشت بد نگذره!

behdad

سلام ابو رادين ، بازگشت دوباره شما و به به محيط وبلاگ نويسان تبريک ميگم !!!!!! انشا الله عکسهای بيشتری از رادين بذاري. انشا الله خدا براتون نگهش داره و ساليان سال سايه شما بر سرش باشه (اميييييييين)