تنها در عسلوبه

بعد از اسفند ٧٣ امسال دلگیرترین تولدم را تجربه کردم. اون سال تهران بودم و تنهای تنها در یک شب برفی توی میدون ونک و امروز عسلویه و کلی درگیری و گرفتاری با کارگرها.

/ 8 نظر / 11 بازدید
من

تفلد عید شما مبارک [هورا]

مهدیس

تولدت مبارک شوهرخواهرجــــــــــــــــــــــان امیدوارم سالهای زیبا و خوبی رو در کنار خواهرم و فرزندان نازنینت در سلامت و آرامش و موفقیت داشته باشی. [گل] البته در کنار خواهر زن خوشگل و باحالی مثل من [زبان]

سالی

تولدت مبارک امیدوارم از این به بعد همشون رو با شادی و هیجان تجربه کنی

مامان نازنین

توادتون مبارک و انشاا.. سالیان سال سایه پرمهرتون روی سر مهرک عزیز و بچه های قشنگتون باشه [گل][گل]

ننه قدقد(مامان هوچهر)

بابا امیر که حالا راستی راستی بابا امیر هستی چون به توان سه رسیدی در بابا بودن و الان رکورد دار هستی! یاد تولد آقای شیر بیفت که در بیمارستان سپری شد و قدر عافیت بدون(هزار بار دور جونتون). تولدت مبارک باشه و امیدوارم این روزها زود بگذره و خیلی زود دخترای بابا بیان پیشت که هنوز نمی دونی دختر با پدر چه می کنه! اقای شیر می گه چرا من باید برم سر کار تو پیش هوچهر باشی؟چرا برعکس نیست! اگه احیاناً خدای نکرده من به بغل پدر جونشون برم منو هل می ده بیرون می ره جام می شینه! این نظرو برا یه پست دیگه هم گذاشتم که البته و صد البته مال این پست بود!

کورش

تولدت مبارک آخی ! اون سال اگر می گفتی میتونستم اکی ثانیه بیام کنارت خرجش هم نهایت شکستن یک نمکدون یابشقاب یا خراب شدن صحافی یک کتاب اما عسلوبه شرمنده

آرزو مامان آرش

سلام تولدتون مبارک. انشاءالله سال دیگه شادترین و شلوغ ترین تولد را در کنار عزیزانتون تجربه میکنین [گل]

حمید

بابا ایول مثل اینکه هر چی سرت شلوغ تر میشه وبلاگت سریع تر به روز میشه. تولدت مبارک. غصه نخور، این روزها برای خیلی ها همین طوره. در ضمن میبینم که حسابی مرد خانواده شدی. مبارکه.