خیلی عصبانیم. لطفا کسی دم پر من نیاد. قول هم نمی دم که خیلی مودب باشم.

و اما جریان از چه قراره. پنج شنبه صبح یکی از دوستان که البته ما از طریق خانمش باهاش آشنا شدیم تماس گرفت و گفت که می خواد من رو ببینه و در جواب نگرانی من گفت که همسرش ازش جدا شده. من هم وقتی از خالی بودن دفتر مطمئن شدم بهش زنگ زدم که بیاد و خودم رو هم آماده کرده بودم که آرومش کنم و از ناراحتی درش بیارم تا بتونه از برخورد احساسی با قضیه پرهیز کنه. اما قصه جور دیگه ای پیش رفت داستان رو دوست من اینجوری تعریف کرد:

این زوج عزیز قدیمی که تقریبا ٨ سالی از ازدواجشون می گذره با دوره آشنایی و نامزدی کلا ١٢ سال از سال گذشته به مشکلاتی برخورد می کنن که نتیجه اش میشه یک وکالت طلاق به همسر در حدود دو ماه پیش. حال خانم که وکالت طلاق داره و البته منزل هم به نامشه (چون اصولا ما آدمهای خیلی با فرهنگی هستیم و چه معنی میده خونه به اسم مرد باشه شما مردا همتون همینطورید ایییییییییییششششششششششش ) میره خودش رو سه طلاقه میکنه ( که دیگه بی محلل نمیشه ) و مهریه اش رو هم میگذاره اجرا ( چشمت کور میخواستی گولم رو نخوری اون موقع که گفتم من عاشقتم و این ١٣۵۶ تا سکه رو هم میخوام برا بستن دهن خواهر و مادرت که فکر نکنن عروس مفتی اوردن. آدم این موقع ها میفهمه با چه کلاهبرداری زیر یه سقفه) و صد البته قفلهای خونه اش رو هم عوض میکنه حالا آقا از ماموریت برگشته با یه دست لباس و مجبوره که توی هتل بخوابه تا بعد که بره تو یه پانسیون که تو هر اتاقش چهار نفر می خوابن.

داستان که به اینجا رسید این من بودم که عصبانی شده بودم و داماد دل شکسته داشت سعی می کرد من رو آروم کنه.

و اما قصه دختران سرزمین من تا قبل از روز خواستگاری آخر تمدن هستند و تجدد و حتی فارسی وان،‌ روز خواستگاری هرچی بابم بگه و البته سنتها رو باید حفظ کرد و مهریه رو کی داده و کی گرفته گیرم که زرخرید می شوی به بهایی بالاتر از تمام کنیزکان دربار هارون الرشید عباسی، میارزد به شیرینی ستاندن زر اما مواظب باشید که داماد بخت برگشته قوانین سویس را هم مراعات کند و در عقدنامه تعهد نصف کردن املاکی که به نام داماد است را در هنگام طلاق امضا کند البته اگر عروس خانم بی عرضه گی کرد و گذاشت چیزی به نامش بشود.

آخه رفیق من این وکالت رو چرادادی بهش. فکر میکنی چرا دول غربی اینقدر نگران بمب اتمی ایران هستن. جریان تیغ دادن در کف زنگی مست رو نشنیده بودی که حالا بیای بگی زنها بی صفت اند.

راستش رو بخواید من نه با طلاق مخالفم و نه به نصف کردن اموال حتا بهش گفتم تو مردی و می تونی سختی رو تحمل کنی پس خونه نوش جونش اما نمی دونم چطور خانم به خودش اجازه داده که پس از لخت کردن آقا تقاضای ماهیانه ٢ سکه به مدت ۵۶ سال رو بکنه حسابش رو بکنید از ٣٢ سالگی برو تا ٨٨ سالگی این مرد باید تاوان ٨ سال زندگی ای رو بدهد که از من قبول کنید با شناختی که من از طرفین دارم حداکثر ۵٠% در بهم خوردنش مقصر بوده.

برو آدم باش باور کن با این حرکتی که کردی حقته که پول خونت رو هم با همون دین و قانونی که موقع گرفتن مهریه ات بهش استناد میکنی به قیمت نصف مرد حساب کنند و اضافه کنند به بقیه اموال مسروقه ات بدن به اولیا دمت.

پ. ن. : باور کنید دزفول اهواز نیست

/ 5 نظر / 14 بازدید
پوریا

عجب مملکتیه. تازگی دیدم آیت الله مکارم (اگر اشتباه نکنم) گفته است، مهریه های سنگین باطل اند، طرف میتواند استناد کند، هر چند که قانون نیست، ولی بهتر از هیچی است.

ننه قدقد

معنی پانوشت را نفهمیدم. اما فکر کنم بهتر بود حرف خانم هم شنیده میشد و بعد یک پست جامع درباره اش می نوشتی. که چرا مرد اینههمه امتیاز داده بود؟! بی جهت؟ تو باور می کنی؟ مگر کور بود یا جاهل؟!

ننه قدقد

راستش حالت دیگری که هیچ کدام در نظر نگرفته بودیم این بود که نامردی از جانب مرد آغاز شده باشد. به این فکر کرده ای که مثلاً نگفتن اینکه کسی بیماری خاصی دارد چه نامردی بزرگی محسوب می شود؟ در آنصورت پاسخ دادن یک نامردی، با نامردی، دیگر خیلی هم بد به نظر نمی رسد. آنچه من گفتم تنها یک احتمال است و شاید هم اینطور نبوده. درهر حال اگر این احتمال به واقعیت نزدیک باشد، در این صورت به نظر من هیچ بهایی جوانی زن را که خرج شده جبران نخواهد کرد. سال هایی را که می توانسته خوش باشد، خوش نبوده و دیگر 20-30 ساله نخواهد شد. سال هایی که می توانسته تاتی کردن کودکش را ببیند و غرق لذت شود، مجبور بوده نبیند چون به طلاق فکر می کرده. اگر به جای یک خانه، چند خانه دیگر هم بگیرد، اینها بر نخواهند گشت و غصه ای که برای از دست رفتنش می خورد التیام نخواهد یافت. اگر مرد بهتری بجوید باز دیگر بیست و چند ساله نیست و سی و چند ساله است. اما اگر نامردی ای در کار نبوده آنوقت حق با شماست. پس قضاوت در باب این ماجرا زیاد هم ساده نیست.

سالی

سوزنی اینقدر با قلب من بازی نکن سوزنی تو دیگه حالا پدر سه تا بچه ای سوزنی یه کمی به خودت بیا آخه سوزنی هنوز من باید بیام توو این وبلاگ غلط املا بگیرم ازت؟ سوزنی توجیه درسته نه تو جیح سوزنی کشتی منو سوزنی تو و بهداد من رو پیر کردید

سالی

خدایااااااا توی کامنتتم گاطی پاطی کردی جنابعالی نوشتید توجیح خدا کمک کنه واقعا به این سه تا بچه و مهرک