دن آرام تمام

خداحافظ "گریگوری پانتله ویچ مه له خوف" مرد آبدیده جنگ مرد تنها، خداحافظ "آکسینیا" چه بیرحمانه در دل خاکی به جرم عاشقی، خداحافظ "پراخور زیکف" با همان یک دست باقیمانده هم میتوانی گیلاس را بلند کنی دلت شاد، خدا حافظ "پترو پانتله ویچ مه له خوف" چه خوب که نماندی ببینی قاتلت " میشکا کاشوی" حالا صدر شورای کومونیستی "تاتارسکی" شده و همه کاره. خداحافظ "داریا"، "ناتالیا"، "پانتله پراکفیویچ"، "آنیکوشکا" فکر نمیکنم برای بار سومی هم فرصت دست بدهد که با شما در صلح و جنگ و عیش و عشق همراه باشم. خداحافظ.....

/ 22 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان رادین

بابا چه گیری دادید این شوشوی ما را بر ان کنید که هی کتاب بخواند که موضوع برای آپ کردن وبلاگش داشته باشد... البته ما هم سلاحهای خودمان را داریم. رادین تا کتاب بابایی را باز می بیند به سرعت به سمت کتاب می دود و می گوید: بابا..بم(یعنی ببند)

خواب کوتاه

يکم وايسی خودم می خونم برات ...

سر سوزن ذوق

يک کتابی من بسازم چل ستون چل پنجره جانم چل ستون چل پنجره.

خواب کوتاه

وينگارديوم لوی اوسا ؟ نمی دونم چيه ولی محض احتياط خودتی ، هيکلته

بزرگ فيلسوف کوچک

پز دادی الان آيا؟؟؟ ضيافت که خوندنش کاری نداره سريع تموم ميشه.... واسه اون جمله هم حداقل زير و زبرشو می ذاشتی شايد بشه ترجمه اش کرد

سر هرمس مارانا

ما اصولن نمی دانیم چرا این دن آرام هیچ وقت قسمت ش نبود که توسط سر هرمس مارانای بزرگ خوانده شود. حالا که شما این طوری می گویید، گاس که اصلن این فسقله ها را بفرستیم در استخر و ما و شما بشینیم و یک چیزهایی بنوشیم و آرام آرام دن ِ آرام بخوانیم، ها؟

جوالدوز

گاس من پايه ام بد رقم. اين سوالات جمله نويسی دبستان يادته که بايد با يک کلمه جمله می ساختيم.