نغمه ی روسپی

بده آن قوطی سرخابِ مرا
تا زنم رنگ به بیرنگی خویش؛
بده آن روغنتا تازه کنم
.
چهر پژمرده ز دلتنگی خویش

بده آن عطر که مشکین سازم
گیسوان را و بریزم بر دوش؛
بده آنجامۀ تنگم که کَسان
.
تنگ گیرند مرا در آغوش

بده آن جام که سرمستشوم؛
:
به سیه بختی خود خنده زنم
،روی این چهرۀ ناشاد غمین
.
چهره یی شاد وفریبنده زنم

-
وای از آن همنفس دیشب من
!
چه روانکاه و توانفرسابود
:
لیک پرسید چو از من، گفتم
!
کس ندیدم که چنین زیبا بود

وان دگرهمسر چندین شب پیش
-
او همان بود که بیمارم کرد-
،آنچه پرداخت، اگر صد میشد
.
درد زان بیشتر آزارم کرد

پر کَسِ بیکَسَم و، زین یاران
غمگساری وهواخواهی نیست؛
،لاف دلجویی بسیار زنند
.
لیک جز لحظۀ کوتاهی نیست

نهمرا همسر و همبالینی
،که کشد دست وفا بر سر من
نه مرا کودکی و دلبندی
.
کهبرد زنگ غم از خاطر من

آه این کیست که در می کوبد؟
همسر امشب منمی آید -
وای، ای غم، ز دلم دست بکش
.
کاین زمان شادی او می باید

-
لبمن - ای لب نیرنگ فروش
بر غمم پرده یی از راز بکش؛
،تا مرا چند درم بیشدهند
...
خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش

از سیمین بهبهانی

/ 6 نظر / 6 بازدید
بزرگ فيلسوف کوچک

خب اونروزکه گفتين برم بخونمش....در جستجوی شعر فهميدم که به خاطر کلمه«روسپي» اکثزسايتها که اين شعرو دارن فيلتر شدن...نمی دونم قراره تا کی ادامه پيدا کنه و وسعت ديد فقط تا نوک بينی باشه...شايد اصلا اون سايت که اينکلمه رو داشته مزمتش رو گفته..مردم ما عادت کردن به انجام وظيفه با چشم بسته...

خواب کوتاه

اولا اينجا خانواده زندگی می کنه این شعرا چیه می نویسید ... حالا روسپی یعنی چی ؟ در حد عمه ننه س ؟ یا بدتره ؟ ....... سیمین بهبهانی فرد ارزشمند و قابل اعتناییست که متاسفانه توی ایران در حد خیام ناشناس باقی مونده شاید هم بدتر ............. آقا با قاجار جماعت خودت رو درگیر نکن که خطرناکه حسن !! من فکر می کنم اینکه فکر کنید تمام مشکلات ایران از قاجار نشات می گیره مثل همین نگاهیست که فکر می کنه روسپی فی نفسه عین نجاسته در حالیکه اگر به شرایط و امکانات و جامعه و خیلی چیزای دیگه نگاه کنیم می بینیم که روسپی که البته یک قدیسه هم نیست معلول ماجراست و علل جای دیگریست . قاجار سلسله پر افتخاری نیست در این شکی نیست اما سیاه مطلق هم نیست و اگر باشد از مردم اون زمان سیاه تر نبوده . یادت باشه زمان رضا شاه مردم ایران با سه جلد ( شناسنامه ) موافق نبودن حالا ببین زمان قاجار چقدر به روز و متمدن تشریف داشتند ... کلا به طایفه ما گیر نده که ناخود آگاه تعصبمان قلمبه می شود

آرزو مامان آرش وروجك

سلام و يكدنيا ممنون از مهمان‌نوازي‌ شما من و جلال از آشنائي با شما و مهرك جون و رادين خان شيرين و عسلي بسيار بسيار خوشحال شديم انشاءالله كه بتونيم دوستان خوبي براي شما باشيم. موفق باشين

خواب کوتاه

راستی دن آرام هم يا به آذين يا هيچکس ... هروقت به آن قسم از آرامش ابدی رسيدم که بتوانم از پس کتابهای بيش از ۱۰۰ صفحه بر بيام حتما اينکار می خرمش ۴ جلد ؟ بابا خدا رو خوش نمی آد

بهداد

سلام ، من نميدونم اين ابوالرادين کی از نوشتن موضوعات عجيب و غريب و به دو منافی عفت و اينا دست بر ميداره . ای آقا شما الان ۵۰ سالته داداش من ، بچه ات (رادين سابق = ابن ابوالرادين فعلی) الان نوه داره باز در مورد اين چيز ها می نويسی . آخه می دونيد من که از شعر سر در نميارم از مطلب اين بارش فقط تونستم عنوانش را تحليل کنم