نیلوفرانه

به خاطر تقاضای بیش از حد دوستان و به دلیل اینکه امروز خبر جالبی از افتخاری در اعتماد ملی چاپ شده بود تصمیم گرفتم از افتخاری بنویسم.

اما جریان خبر این بود که بعد از اونکه جناب استاد از ملت غیور رشت نفری 8 هزار تومان گرفته در کنسرتش پس از اجرای دو آهنگ اقدام به پخش آهنگهای ضبط (نزدیک بود بنویسم زبت چه قدر بابای خدابیامرزم گیر داد که چرا توی امتحان دیکته ضرر رو با ز نوشتی و آخر هم میخ آهنین در سنگ نرفت) شده و لب زدن فرمودن (خواب کوتاه و امید ل. استاد دوستت داریم )

و اما سال 75 یک جلسه ای توی دانشگاه برگزار شد برای بزرگداشت شجریان و آقایی به اسم استاد حسین عمومی هم به عنوان سخنران جلسه داشت از محسنات استاد و اینکه چرا شجریان، شجریان شد سخن می گفت و به نکاتی مثل مناسب خوانی منظور انتخاب شعر مناسب در زمان مناسب از لحاظ مسائل جامعه و رخداد های  اجتماعی اشاره می کرد (اگر با این دید به آثار شجریان نگاه کنید و تاریخ انتشار آثار رو با تاریخ ایران مقایسه کنید اونوقت متوجه این شاهکار می شوید). بعد از اون به بحث شعر شناسی پرداخت. گفت یک داستانی بگم :

یک روز یک عربی رفت به آرامگاه حضرت علی و یک قصیده قرا در وصف حضرتش سرود و بعد حاجتش رو گفت. همونجا که منتظر بود دید یک عرب بادیه نشین با سر و وضع پلشت وارد آرامگاه شد پرید و ضریح رو گرفت و گفت یا علی من سلامت پسرم رو از تو میخوام. یک دفعه یک نوری از آرامگاه بیرون امد و پسر عرب بادیه نشین شفا یافت. عرب اولی دفتر شعرش رو بست و گفت یا علی حیدر کرار هستی و پدر یتیمان اما شعر حالیت نمیشه.

به اینجا که رسید این بیت رو با حالت دکلمه خواند

" ساقیا بده جامی زان شراب روحانی    تا دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی"

گفت شما از این شعر زیباتر، عرفانی تر و وزین تر پیدا نمی کنید بعد آقا اومده میگه،  و در حالی که بشکن میزد با ریتمی که افتخاری خونده یک بار دیگه همون شعر رو تکرار کرد.

این بود انشای من راجع به علیرضا افتخاری، عزیز من جان من برو ابراهیم تاتلیس گوش بده اما افتخاری نه.

   eftekhari2.jpg

سلطان صدا

eftekhari33.jpg

حیف که روم نمیشه وگرنه دلم میخواد به اصفهان برگردم رو بازخونی می کردم

eftekhari-63-a.jpg

بدون شرح

/ 42 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

خواب کوتاه

یکی بود یکی نبود یکی بود که دلخسته رپ ايراني بود بعدش نغمه غم انگيز زندگيش " يكي به دادم برسه " شماعی زاده بود اونوقت از استاد عليرضا افتخاري ايراد مي گرفت ... نتيجه اينكه : دزفول كجا ؟‌اهواز كجا ؟

سر سوزن ذوق

زندگی منشوريست در حرکت دوار. (یادش بخیر شینوسکه) پسر جان حيف که مادر زنم دزفوليه وگرنه بهت می گفتم البته دزفول هم مثل تهران جزء حومه اهواز به حساب مياد باز هم ممنون. لينکها رو حال کنيد.

خواب کوتاه

چقدر انشا كه با اين جمله زندگي مشوريست در حركت دوار ننوشتم آخر انشاهامم موقع نتيجه گيري مي نوشتم فقط اهواز

بهزاد

بيست و يکم شدم انگار عربی که حال ميکنی واسه لفته حالا که اينطوره دنيا پژمان منتظری

اميد فرداها

به قولی ميگن افتخاری توجمع سنتی خونها رو حوضی ميخونه!!! ولی خوب چه کنيم بعضی از آهنگهاشم واقعاَ قشنگه!!