حالم به بدی فضای ترانه های محسن چاوشی است

/ 2 نظر / 10 بازدید
سحر

در حوالی شب پرسه میزدیم و از درز پنجره های کوچک ستارگان قطره قطره نور میچکد. "نجوای چند سایه زیر سپیدار و خیابانهای خالی از سلام و تبسمهای تلخ شب......." صدای شب فقط همین بود سکوت" ما از این جاده گذشتیم و هزاران هزار خاطره ره اورد این جاده هاست. بی انکه بدانم این همه بغض گره بسته در گلویم از چیست؟؟؟؟ غبار پیراهنم را میتکانم ......... تموم زندگیم لبریز میشه از حسرت سلام روز بخير خيلي قشنگ كلبه زيبات..دوست داشتي با قدمهاي گرم وصميمي ات به كلبه آبجي سحر هم سربزن .درضمن يه سري لينك جالب هم برات بالاي وبلاگ گذاشتم كه اميدوارم خوشت بياد من كه خودم آموزش فال قهوه و مستند مرگ مرد يخي رو خيلي دوست دارم،البته آموزش تعميرات خودرو هم چيز جالبيه كه ديدنش خالي از لطف نيست... اميدوارم شما هم خوشت بياد. ..اميدوارم اين رفت و آمدها ادامه داشته باشه و دوستاي خوبي براي هم باشيم...منتظرتم گلم اميدوارم هفته قشنگي رو پيش رو داشته باشي مهربون.......... [بغل][گل][بغل]

سالی

چون گفتی نمیتونی به من کمک کنی خدا جوابتو داد!!!! چرا بدی؟ ایشالا زودترخوب شی