بابا خسته بابا تنها ....

دیروز اومدم شهرکرد اما اینبار نه برای رفتن به کارخانه سیمان. مستقیم رفتم بیمارستان . پدرم دوباره حالش بد شده همون مشکلات قبلی عفونت ریه عود کرده و زیر اکسیژنه.

فکر کنم سال 74 بود که مبتلا به روماتیسم حاد شد و از همون موقع همیشه گرفتار بوده. حالا هم که چند سالیه بعد از بازنشستگی به ده ییلاقی مان در حوالی کوهرنگ بر گشته و در زمینهای پدریش مشغول کاشتن درخت گردو. اول فکر می کردیم سرگرمی خوبی باشه برای دوران بازنشستگی اما متاسفانه به دلیل سن نسبتا بالا و ضعف قوای جسمانی و همینطور رقیق بودن هوا و ارتفاع بالا از سطح دریا (به شهرکرد میگن بام ایران) مشکلات زیادی پیدا کرده.

خدا گذر هیچ کس رو به بیمارستان نندازه. ما دو تا فامیل خیلی نزدیک داریم که توی همین بیمارستان کار می کنند هر دو هم متخصصن ، دامادمون هم که پزشکه از اهواز اومده باز گرفتار بی امکاناتی هستیم خدا به حال اونهایی رحم کنه که هیچکس رو ندارن، بی سوادن، از روستا اومدن و گرفتار.

القصه فعلا اوضاع اینجوریه

چند تا عکس از روستا که چند سال پیش گرفتم میذارم. بقیش رو هم میتونید اینجا ببینید.

123703.jpg

بابا (چه کبابی خوردیم)

123705.jpg

مجسمه شیر سنگی . نماد قبرستان های بختیاری

123707.jpg

123709.jpg

نمیدونید خوردن این چای چه مزه ای میده

123711.jpg

یادش به خیر چه گیسی داشتم. این چشمه اسمش چشمه چپه و آب بسیار سردی داره. درختهای بابا هم از همین چشمه آب می خورن.

 

روز پدر پیشاپیش مبارک

/ 7 نظر / 13 بازدید
خواب کوتاه

سلام رفيق آرزوی سلامتی و بهروزی برای پدر گراميت دارم . موافقم خدا هيچ کسی رو گرفتار بيمارستان نکنه . نگرانی در مورد سلامتی خودت باشه يا کسانی که دوستشون داری ، هردو به يک اندازه دردناک و انرژی بره اميدوارم هرچه زودتر اوضاع بهتر بشه دعا می کنم ... ضمنا عکسهای رو نديدم . فکر کنم مشکل آپلود سنتر داری .

بزرگ فيلسوف کوچک

ايشاللا زودتر خوب ميشن شماهم از نگرانی در ميای..... آخه می دونی عدالت اجتماعی تو ايران حرفنداره...تمام بيمارستانهای ايران کيفيتشون در حد بيمارستان دی تهرانه!!!! در ضمن تو هيچ تقويمی روزی به اسم روز پدر نداريم...شما مردها حتی نتونستين يه روز رو به اسم زن تحمل کنين

کورش

آقای آزادمنش خيلی بيشتر از يک معلم برايم هست. چيزی مثل يک پدر علمی و اخلاقی. بر خلاف اکثریت معلمان حقیر او بزرگ است مثل يک کوه استوار . ايکاش ميتوانستم در کنارش باشم و بر دستانش بوسه بزنم . با وجود اينکه طاقت دبدن آن کوه استوار را در بستر بيماری ندارم .

زن زيادی

بابا ايول همولايتی از آب در اومدی که .......اميدوارم پدرتون خوب بشند هر چه زودتر

زن زیادی

راستی يه سی دی لری دارم مشتيه خواستی بهت می دم

خواب کوتاه

اميرجان پدر بهتر هستند ؟