موبايل دسته نقره ام داد و بيداد

جریان سه پلشک رو که می دونید. من هم شنبه سه پلشک آوردم اساسی.

صبح شنبه رسیدم اداره رئیس زنگ زد که توی برنامه زمانبندی سیمان گناباد یک غلط املایی داری 09.gif (اصلا هم ربطی به نژاد نداره و دزفول یک جای دیگه است و بصره هم جایی دیگر) اومدم Primavera رو ران کنم دیدم بالا نمیاد هرچی تلاش کردم نشد که نشد حتی نمی شد دوباره نصبش کنم. خلاصه رفتم پشت کامپیوتر یکی از همکارا نصب کردم و داشتم کار می کردم که دیدم فونت فارسی نداره برگشتم از کامپیوتر خودم فونتهای فارسی رو برداشتم و در مسیر بگشت به میز همکارم 20.gif پام خورد به لبه میز و گوشه میز دقیقا خورد روی موبایلم 20.gif. موبایلم که میگم از اون موبایلا نبودا از اینا بود :

htc_touch_mi1.jpg

top01.jpg

htc-touch.jpg

one.jpg

20.gifدوسش داشتم. هنوز ۲۱ روز نشده بود که خریده بودمش. نابود شد رفت.

اگر بدونم کی بود که موبایل نازنینم رو چشم زد چشماشو در میارم 45.gif

خلاصه عصر موقع رفتن به خونه خواستم چیزهایی رو که شرکت برای ماه رمضون داده بود بذارم توی صندوق عقب که دیدم لاستیک کف ماشین فرت رفت پایین. نگاه کردم دیدم 20.gif تایر زاپاس رو با جک و کلیه لوازم دزدیدن. تایره نو نو بود حتا یک بار هم نرفته بود زیر ماشین با رینگ اسپرت. فقط چند وقت پیش داده بودم بالانسش کرده بودن که فرمون ماشین آقا دزده نزنه ( الاهی کوفتت بشه ).

پ.ن. ۱ : دیروز کاغذ خرید موبایلم رو در آوردم ۱ سپتامبر 20.gif حتی فرصت نکردم سی دیش رو نصب کنم

htc-touch-all.jpg

پ.ن. ۲ : دیگه هیچوقت نمی نویسم توضیع 20.gif09.gif

پ.ن. ۳ : تو اون وضعیت آقا پی ام میده که کامنت سرو ناز رو تو گذاشتی 14.gif

پ.ن. ۴ : عیال قول داده یکی دیگه برام میخره 08.gif06.gif من هم می گم حالا که اصرار داره از اینهاش بخره که یک تنوعی هم باشه

htc-tytn-ii.jpg

پ. ن. ۵ : چشم بد از تو دور بشه الاهی   چشم حسودا کور بشه الاهی

/ 68 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سر سوزن ذوق

ای جماعت من دارم ميرم شهرکرد برای سه روز ماموريت. اگر شد آپ می کنم.

سالی

آقای ذوق منش! ما خدمت جنابعالی، بانو و فينگيل تون ارادت داريم. آشنايی من با وبلاگ خواب کوتاه و بقيه دوستانتون از طريق رادين خان، خان والا بوده! به نظر ميرسه جريان اين موبايل هم سياه بازی بوده واسه بدست آوردن مدل بالاتر.

بزرگ فيلسوف کوچک

همينی که سالی گفت.... آقا ميگم شما همه اش خونه ای مسافرت نميری يه وقت افسردگی نگيری مثل بهداد!!!!

اهدا

مامان گفت داری ميری اهواز سلام منو به بابا برسون.

خواب کوتاه

آقا شما " مارکده " می شناسی اونورا ؟ اونورا = شهرکرد

خواب کوتاه

آقا شما که خودت بدتر از هر هنتافه ايی مارکوپولويی برادر من . دو روز خونه بند نمی شی ... حالا مارکده ميشناسی ؟

سر سوزن ذوق

مارکده نميشناسم ولا ولی ما خودمون افعی هستیم اینقدر مارها ما رو خوردن. بعد هم بهداد ميره آکروپوليس ما بايد بريم سيمان شهرکرد. اهدا جان حتما سه شنبه بر می گردم تهران و پنجشنبه برای عيد فطر ميرم اهواز سلام تو رو هم می رسونم حتما.

سر سوزن ذوق

ای سالی خانم ما همون ان ۱۰۰ قديمی رو هم هنوز دوست می داريم. ما رو چه به سياه بازی من همون تاچ خودم رو بيشتر دوست دارم اما تيتان هم شد چه کنيم ديگه.

خواب کوتاه

اين افعی رو خوب اومدی اما حتما مارای مارکده رو خوردی که افعی شدی ديگه حالا از افراد محلی يه سوالی بپرس در مورد اينکه مارکده چجور جاييه مامان سارينا اونجا يکم زمين داره . خودش می گه متری دوزاره اما حالا بپرس اگر طرفای الهيه بود بخريمش شروع کنيم به برجسازی

سارا کریمیانور

امیر جان سلام ببین عزیز ضرب المثل رو باید کامل اجرا کنی که حال بده! سه پلشک آید و زن زاید و مهمان عزیز ز در آید!!! اون روز که در اولین روز ماه مبارک جهت انجام فریضه صله رحم و مهمانی افطاری(!) رفتیم خدمت آقای شایان و بانو، در هنگام سوار شدن به ماشین متوجه شدیم در داشبورد ماشین باز بوده و مقادیر متنابهی سی دی که بنده با کلی مشقت رایت کرده بودم به سرقت رفته! و پس از بازدید از صندوق عقب متوجه سرقت کیف دستی علی محتوی حدود ۱۵۰.۰۰۰ تومان پول نقد، ۳ تا خودکار و خودنویس پارکر، ام پی تری پلیر، اسناد و مدارک شرکت، مسواک برقی نو نو استفاده نشده و و و ... و از همه مهمتر خود کیف چرمی که بنده بعنوان هدیه تولد برای آقای همسر خریده بودم شدیم. این یکی! ۲ - ۳ روز بعد علی به دلیل مشغله زیاد فکری تصادف کرد و ماشین به پارکینگ منتقل شد! این ۲ تا. از خورده کاری ها که بگذریم، هفته بعدش هم زن زایید و پسرمون دنیا اومد! حالا که نوبت قسمت خوبش رسیده و منتظر مهمان عزیزیم که از بیاد، پس چرا نمیاین دیگه؟؟؟؟