احمد شاملو رو همیشه یک آدم سر خود معطل می دونستم. و چون اصولا خیلی به شعر عروضی علاقه دارم بعد از خوندن یک مقاله که در اون حسابی شعر کهن رو کوبیده بود ازش بدم می اومد. شاید یک جورهایی حق هم داشتم بند کرده بود به یک بیت ؛؛ زنبور درشت بی مروت را گو/ باری چو عسل نمی دهی نیش مزن؛؛ و با همین یک مثال می خواست ثابت کنه که شعرای کهن هیچ چیزی برای گفتن نداشتن و صرفا یک سری کلمه رو به صورتی موزون کنار هم قرار می دادند. به قول معروف بین پیغمبرها جرجیس رو انتخاب کرده بود.

اما با کارهای دیگرش که آشنا شدم یواش دیدم بهش عوض شد. اول از همه چند سال پیش در خونه تکونی عید کتاب خروس زری پیرهن پری رو پیدا کردم و دیدم ای دل غافل شاعر یکی از زیباترین شعرهایی دوران کودکیمون شاملو بوده. عجیب نیست که موندگار شده این شعر. بچه ندارید که بدونید ناصر کشاورز نامی چه آورده به روز ادبیات کودک این سرزمین با فرهنگ ۱۴۰۰۰ ساله (کسی اعتراضی داره؟ وبلاگ خودمه هرچند سالی که بخوام می نویسم ) دلم نمیاد این بخش رو که وقتی در بزرگسالی خوندمش و بازی شاعر رو با زحمت و رحمت دیدم کلی کیف کردم و  به اوج هنر شاعرش پی بردم ننویسم

و بعد روباهه گفت که:

طرقه سیاه بد ادا
با پیشی زشت بی حیا
نقطه رو رحمتم شدین
اسباب زحمتم شدین
حالا ببینین خط و نشون
با همه دنگ و فنگتون
اگه خروس و در نبرم
ازهمه تون پخمه ترم

و بادی به غبغب انداخت و رفت!

بعدش هم که دن آرام با ترجمه احمد شاملو که اگر دوست داشته باشید دوباره شروع کنم یک جاهییش رو تایپ کنم براتون 04.gif

اما شاید بزرگترین خدمتی که احمد شاملو به ادبیات ایران کرده مجموعه عظیم کتاب کوچه است که حیف خاتمی رفت و تنها تا جلد ۱۱ یعنی حرف ج چاپ شد و بعدا متوقف شد. شاهکاریه که دست کمی از لغتنامه دهخدا نداره. هر آنچه ضرب المثل، متل، داستان کوتاه، و البته فحشها و متلک های چارواداری غیره در ادبیات محاوره ای ایران وجود داشته رو جمع آوری کرده یک نمونه اش رو که بخوام بگم در  زیر کلمه بز به داستان بز زنگوله پا اشاره کرده و چند روایت مختلف از اون رو نوشته از جمله یک روایت تاجیکی که خیلی جالبه. و یکی دو نمونه از کتاب کوچه:

۱- حرف ب  دفتر اول - صفحه ۹۱۲ - لغت ۳۰۰۳

بدن {  تن } خاریدن

نیازمند آزار دیدن و صدمه خوردن بودن، که کنایه از اسباب زحمت و زیان خود را فراهم آوردن است : ؛؛ چرا سر به سر سگ می گذاری؟ تنت می خارد ؟ ؛؛ ( می خواهی بگیردت ؟ ). ؛؛‌ اگر تنش نمی خارید به من بد و بیراه نمی گفت ! ؛؛ ( با فحاشی به من سبب شد حرف زشتی به او بگویم یا کتکش بزنم ).

۲- حرف ج - صفحه ۲۰۵ - لغت ۹۹۶

جگر دوست به زیر دندان دشمن افتادن 

کنایه از برای عروس یا دامادی که به چنگ خانواده نا بابی افتاده باشد.

حیف که اینجا زن و بچه رد می شن وگرنه چیزهای جالبتری هم می شد نوشت مثل :

نه صیغه میشم نه عقدی / *************  (حرف جیم لغت ۱۴۴۲)  15.gif

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خواب کوتاه

خروس زری پيرهن پری رو دوست داشتم روباهه رو چزوندیم تا کوه قاف دوندیم طمع از راه درش کرد بیچاره و منترش کرد ( منتر ؟! ) هرچند که دل موش پوست پلنگ ( کار آقای نصرت کريمی ) رو بهترين کار دوران بچگی هام می دونم اما در مورد دهخدا يادمه يك جمله معروف داشتند هركس خواهان حذف كلمات عربي از زبان فارسي هست يا مزدور اجانب است يا گولي !! همين يك جمله ثابت مي كنه ايشون چقدر فهميم بوده اند بقول ژنرال ، خدا رو شاکرم که ايشون عمر نوح نداشتند و الا با رويه نا بخردانه ای که پيش گرفته بودند . فيش بدست و چشم به دهان مردم کوچه و بازار و عقل هم که رفته بود گل بچيند اگر امروز زندگی می کردند حتما به صرف اينه ادبای کوچه بازار لفظی را با اندکی تغيير در باب مسئلی بکار می برند ، فيشی پر می کرد و سندی برای آيندگان بجا می گذاشت اسکل : به کسانی می گويند که خيلی عبدالله هستند عبدالله : همان شاسکول است اما کمی ملايم تر شاخ : يعنی کارش درست است . فرضا وبلاگ شاخی داري رتت : با کسر زير تمام حروف يعني اوضاع روبراه است و ... تازه اينا مودبانه هاش بوده خ

الآنی

چه جالب بود ... اما اين قصه ای که نوشتيد رو من نشنيدم... الآن هم افسرده شدم و احساس کردم از دستم رفته... ولی فرهنگ دهخدا داريم و بسياااااار جالبه! کاش اين کتاب کوچه رو داشتيم...جالب به نظر مياد!

سرسوزن ذوق

بله خيلی جالبه گفتم که بعد از اومدن دولت جديد اجازه انتشار بقيه جلدهاش رو ندادن. انشاا.. دفعه ديگه که تشريف اورديد من تا جلد ۱۱ رو دارم می تونيد ببينيد. رضا جان در مورد دهخدا کاملا در دو جبهه مخالف قرار داريم.

یکی مثه همه

اشاره به جايی به مباحث ادبی داشتيد جدا ادبيات ما مثل خيلی از عرصه های ديگه پتانسيل زياد داره ولی خوب بهش بها داده نشده

سالی

ديشب زن مش ماشالله بی درد گرگای محله رو خبر کرد پاشيد واسشون يه چنته چينه گفت زود بخورين خروس نبينه وقتی که چراشو پرسيدم من گفتش با خروس زری بدم من دو نفر دیگه هم بیان میشه کل ماجرا رو تعریف کرد خيلی باحال بود. تيز چنگال ماهيچه دوست هم محشر بود. به نظر من احمد شاملو هم مثل سعدی!خوب و بد داره. من بعضی کاراش رو دوست دارم و از بعضی هاش اصلا خوشم نمی آد.

سالی

اقا به جای «گرگای محله »«مرغای محله» صحيح ميباشد تا خواب کوتاه نيومده آبروريزی راه بندازه بگم

سرسوزن ذوق

راستی تا خواب کوتاه نيومده آبروريزی راه بندازه بگم که ميگه پاشيد واسشون يه چنگی چينه

سالی

نه بابا! راست ميگی؟ صداشو درنيار! حالا ما در دوران بچگی گوشمون همين قد قدرت داشت و چون چنته هم خيلی بي ربط نيست ديگه جدی نگرفتمش ! مجبورم امشب برم دوباره گوش بدم.

مريم مامان مهديار کوچولو

سلام آقای آزادمنش وبلاگتون جالبه. مطالبتون هم بسيار زيبا و ارزنده من دوست مهرک جونم راستی قبوليتون رو هم تبريک می گم